مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

58

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - به زينبيه وزيارتگاه عامه مسلمين است . در هدية الزائرين از علامه نوري رحمه اللّه نقل فرموده كه در مدينهء طيّبه قحطى وغلا شد . جناب عبد اللّه بن جعفر با مخدّره جناب زينب خاتون به شام جهت فرار از قحطى تشريف بردند ، ودر همان موضعي كه فعلا مزار ومرقدشان هست ومعروف است به زينبيه توقف فرمودند . پس مخدّره مريض شد واز دنيا رحلت فرمود ودر همان موضعي كه منزلشان بود ، دفن شد وامّا آن كه دو مرتبه أسير شده باشد ، چنانچه بعضي گفته‌اند معلوم نيست . ودر مناظر السباع مصر مزارى است معروف به مزار حضرت زينب خاتون وممكن است كه مزار مصر محل دفن يكى از بنات اين مخدّره يا محل دفن يكى از أسباط أئمة أطهار عليهم السّلام بوده باشد كه مسمّى بوده به اين اسم وقريب به همين مضامين در خيرات حسان فرموده است . واز ابن بطوطة نقل فرموده كه در يك فرسخى دمشق مشهد امّ كلثوم بنت أمير المؤمنين عليه السّلام است واسم اين مخدّره زينب بود وپيغمبر صلّى اللّه عليه واله وسلم أو را مكنّى فرمود به امّ كلثوم به جهت شباهتش به خاله‌اش امّ كلثوم ، دختر حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه واله وسلم انتهى . ومعلوم است كه در حيات حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه واله وسلم دخترى زينب نام از حضرت أمير عليه السّلام به غير عقيله بني هاشم نبوده . ودر كامل بهايى است كه مخدّره امّ كلثوم خواهر حضرت سيّد الشّهدا عليه السّلام در دمشق وفات نمود . وامّا جناب امّ كلثوم بنت فاطمه عليها السّلام اين مخدّره اسم شريفش رقيّه الكبرى بود . چنانچه در عمدة الطالب است وأو نيز خيلى جلالت قدر داشت وزوجهء عمر بن الخطاب بود ودر بحار از سيّد بن طاوس در طرائف روايت كرده از حضرت صادق عليه السّلام چون خواستگارى كرد عمر از امّ كلثوم ، حضرت أمير عليه السّلام عذر آورد كه أو بچه است . عمر آمد نزد عباس بن عبد المطلب گفت : « آيا در من عيبى هست ؟ » عباس گفت : « مگر چه شده ؟ » گفت : « خواستگارى نموده‌ام نزد پسر برادرت وأو مرا رد كرده . قسم به خدا از براي شما كرامتي نخواهم گذارد ودو شاهد اقامه مىكنم أنّه سرق ولأقطّعنّ يمينه . » پس عباس آمد خدمت حضرت أمير عليه السّلام وأو را خبر داد به گفته عمر ، واستدعا كرد كه امر را واگذار به أو نمايد . أمير المؤمنين عليه السّلام امر مخدّره را واگذار به عباس فرمود . مرحوم اعتماد السلطنة در كتاب حجة السعادة مىنويسد : زماني كه اسرا را وارد در مجلس يزيد كردند ، سفير ملك روم حاضر بود وگفت : « يزيد اين‌ها از چه طايفه واز چه قبيله‌اند ؟ » يزيد گفت : « از قبيلهء بني هاشم ونام صاحب اين سر حسين بن علي است . » گفت : « كدام على ؟ » يزيد گفت : « داماد پيغمبر صلّى اللّه عليه واله وسلم . » سفير گفت : « يكى از دختران علي عليه السّلام زوجهء عمر بن الخطاب بود . » يزيد گفت : « مگر تو زوجهء عمر دختر علي بن أبي طالب را مىشناسى ؟ » سفير گفت : « آرى ، آنوقت كه آن مخدّره را من ديدم از زوجهء امپراتور با شأن‌تر بود » إلى آخره واين مخدّره در وقعهء طف حاضر نبود . چنانچه در همين كتاب حجّة السعادة مىفرمايد : نقله‌ى حديث از طرق معتبره نقل نموده‌اند كه جناب امّ كلثوم دختر أمير المؤمنين وفاطمهء زهرا ووالدهء زيد -